تنقيح حاوي اشارات جالبي به پرسپكتيو هوايي‌، اثر رنگ‌ها و غيره است كه انسان را به ياد افكار لئوناردو داوينچي در دفتر يادداشت‌هايش مي‌اندازد.
نظريه‌ٴ كمال الدين درباره‌ٴ رنگين كمان مشابه معاصرش ديتريش فرايبرگي‌، ولي از آن بهتر، است‌. اين هم‌زماني موجب شگفتي نيست‌، زيرا هر دو موٴلف بر روي يك شالوده كار مي‌كردند، يعني عمدتاً ارسطو و ابن هيثم‌. واسطه‌هاي انتقال در نيمه‌ٴ دوم سده‌ٴ سيزدهم‌، در غرب ويتلو (متوفا حدود 1278)، راجر بيكن (متوفا حدود 1292)، جان پكهام (متوفا 1292) و ژان‌ پاريسي (متوفا 1306، كه از او در فصل سيزدهم سخن خواهيم گفت‌)، و در شرق نصيرالدين‌ طوسي (متوفا 1274)، زكرياي قزويني (متوفا 1283)، قَرافي (متوفا 1285)1 و قطب‌الدين‌ شيرازي (متوفا 1311) بودند. براي گزيده‌اي از نظريات عربي درباب رنگين‌كمان‌، علاوه بر آثاري كه در زير ((نقد)) ذكر شده است به كتاب هيوز و مقاله‌ٴ ويدمان در دايرةالمعارف اسلام‌ مراجعه كنيد.2 در كشف‌الظنون حاجي خليفه (4، 581، شماره‌ٴ 9640، 1845) علم قوس قزح‌ ذكر شده است‌.
كمال‌الدين استفاده از عدسي‌هاي هذلولي‌گون را براي جلوگيري از كج‌راهي نوري خاطرنشان كرد. او شرحي درباب شكست نور مي‌دهد كه مستلزم شناخت مطالب زير است‌: سرعت نور محدود ولي بسيار زياد است‌، البته چنان زياد كه اغلب بي‌نهايت تصور مي‌شود؛ سرعت نور در محيطهاي مختلف‌، نسبت عكس با چگالي اُپتيكي دارد (كه همان چگالي ماده نيست‌)، مطلب‌ دوم را مي‌توان نوعي اشاره‌ٴ مبهم به نظريه‌ٴ موجي نور، در برابر نظريه‌ٴ ذره‌اي‌، دانست‌؛ كمال‌الدين‌ اصل برهم‌نهش نيروها را مورد استفاده قرار داد.
كمال‌الدين استفاده از اتاق تاريك را كه ابن هيثم آغاز كرده بود، خيلي بهبود بخشيد و ثابت‌ كرد تصاويري كه در محل تاريك به‌دست مي‌آيند، مستقل از شكل روزنه‌اي است كه نور از آن‌ مي‌تابد و هرچند روزنه كوچك‌تر باشد، تصوير دقيق‌تر است‌. او با چنين وسيله‌اي به مشاهده‌ٴ گرفت‌ها و حركت ابرها و پرندگان پرداخت و متوجه شد كه تصاوير و جهات معكوس مي‌شود. لاوي بن گرشن (متوفا 1344)، معاصر جوان‌تر كمال‌الدين از اتاق تاريك براي رصدهاي نجومي‌ استفاده كرد. اين هم‌زماني را هم مي‌توان به‌همان شيوه‌ٴ هم‌زماني نظريه‌هاي رنگين كمان توضيح‌ داد. كتاب المناظر موجب پيدايش افكار مشابهي در شرق و غرب شده بود.
بايد توجه داشت كه براساس سنت سده‌هاي ميانه تنقيح مي‌بايد حاوي تمام كتاب المناظر ابن هيثم بوده باشد. هريك از گفته‌هاي ابن هيثم با يك ((قال‌)) و هريك از توضيحات و بيانات‌


1. يادداشت مربوط به او را ببينيد.
2. نك (Hughes (p. 533, 1885 و مقاله‌ٴ ويدمان در دايرةالمعارف اسلام (2، 833 ـ 884، 1925).